تبليغاتX
تو شب خيس مژه هام يه شب بيا قدم بزن
بيا مثل کسي شو که يه شب قصد سفر کرد ديد يارش داره ميمیره موندش و ترک سفر کرد
Home Email Archive Designer

یادگاری که ندارم

من فقط خاطره دارم

واسه چشم های قشنگت

یه بغل ارزو دارم

قاصدک خبر اورده

که تو باز می آیی دوباره

دیگه حتی خواب ندارم گل مریم هم بیداره

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 9:43 قبل از ظهر توسط شب گرد قصه ها |

 

سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،

سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت،

دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،

چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،

من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،

تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود: دوستم بدار

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط شب گرد قصه ها |

 

طرح چشم های قشنگت در اتاقم نقش بسته

شعرمی گویم به یادت درقفس غمگین وخسته

من چه تنها وغریبم.بی تودر دریای هستی

ساحلم شو غرق گشتم ،بی تو درشبهای مستی

 

خیال کردم بری، میری ازیادم

تو رفتی و نرفت چیزی از یادم

تو رفتی تازه عاشق تر شدم

از اونی هم که بود بد تر شدم من

صبح تا شب این شده کارم که واسه ی چشم هات بیدارم

تو خدای عاشق هایی 

 تو تموم کس و کارم

تو به داد من رسیدی وقتی تنهایمو دیدی

تو نذاشتی برم از دست اگه چیزی هم هنوز هست

 

نازنینم

امید شیرینم

من بجز تو کسی نمی بینم

از اون روزی که رفتی

یه روز خوش ندیدم

بجز دست های گرمت

پناه وخوش ندیدم

زندگیمو به پای تو دادم

اون روزها رو نمیره از یادم

نازنینم

برس به فریادم

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 10:23 قبل از ظهر توسط شب گرد قصه ها |

Home | Email | Archive | Designer